
در میان شیعه، این باور وجود دارد که امام زمان از همه احوال و اعمال ما آگاه و مطلع اشت. نه فقط خوبیهایمان؛ لغزشها، خطاها و تاریکیهایمان را هم دیده است. با این حال، هیچوقت ما را رسوا نکرده. پرده را کنار نزده. آبرویمان را نگرفته. او نماینده خدایی است که ستار العیوب و غفار الذنوب است و اینجا درسی وجود دارد که آیا ما نیز باید به عنوان شیعیان ایشان، اهل عیب پوشی از مومنان هستیم؟!
ما امام زمان علیهالسلام را خلیفه خدایی میدانیم که «ستّارالعیوب» است؛ خدایی که میپوشاند. نقل شده سید ابنطاووس صدای حضرت را در دعا شنید که میفرمودند:
فَإِنْ كَانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضِينَا
خدایا، این شیعیان ما به محبت و ولایت ما تکیه دارند؛ اگر گناهانشان میان تو و خودشان است، از آنان درگذر که ما به این گذشت راضی هستیم.
در این دعا فقط سخن از بخشیدن نیست؛ سخن از «صفح» است.
بخشیدن یعنی خطا را ببخشی، اما صفح یعنی چنان چشم بپوشی که گویی اصلاً خطایی رخ نداده. امام برای شیعیانش چنین دعایی میکند. این نگاهِ پوشاننده، آیینهای از رحمت خداست.
خدا اگر میخواست، میتوانست بندگان خطاکارش را همان لحظه رسوا کند. مگر نمیتوانست هنگام خلوتِ گناه، پرده را کنار بزند؟ مگر نمیتوانست در لحظه بیادبی یا لغزش، شاهدی حاضر کند تا انسان شرمنده شود؟
میتوانست. اما صبر میکند. حلم دارد. شاید بندهاش برگردد.
حرمت مؤمن در روایات تا آنجاست که به حرمت کعبه تشبیه شده. آبرو چیزی نیست که بشود ساده از کنار آن گذشت. گفتهاند:
کسی که عیبی از مؤمنی را آشکار کند و آبرویش را بریزد، در قیامت خودش در میان خلایق خوار میشود.
حتی گاهی در نامه عمل کسی نوشته میشود که آبروی مؤمنی را برده، در حالی که خودش خیال میکرده چنین نکرده است. یعنی گاهی بیآنکه بفهمیم، داریم پرده میدریم.
یکی از جاهایی که این پردهدری رخ میدهد، غیبت است؛ نه فقط گفتنش، بلکه شنیدنش.
در روایت آمده کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، در مجلسی که در آن به امامی ناسزا گفته میشود یا مسلمانی غیبت میشود، ننشیند.
نشستن در چنین مجلسی، ما را شریک میکند؛ حتی اگر حرفی نزنیم. و عجیب آن که در این روایت، جرم شنونده غیبت همطراز بی حرمتی به اهل بیت علیهم السلام دانسته شده است.
جای دیگرش خبرچینیهای بیجا در خانواده و محیطهای تربیتی است. وقتی کودکی را عادت میدهیم از خطای دیگران گزارش بدهد، یا از او میپرسیم دیگری درباره ما چه گفته، ناخواسته بذر دورویی و بیاعتمادی میکاریم. این روحیه با زندگی مهدوی سازگار نیست. یاران امام، حافظ آبرو هستند نه جوینده لغزش.
این مشکل متاسفانه در خانه و محیط های تربیتی و آموزشی کودکان به چشم میخورد و بعضی اولیا و مسئولان، اصرار دارند تا از کودکان درباره اتفاقاتی که مشاهده کرده اند سوال کنند!
این کار اولا عزت نفس کودک را خرد می کند و از همان کودکی، منافق و دورو شدن را یاد می گیرد. ثانیاً شخصی که گزارش شده ناراحت می شود و درصدد انتقام بر میآید.
در مقابل، اهلبیت از ما خواستهاند که پردهپوش باشیم.
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
هر کس عیبی از مؤمنی را بپوشاند که او از آشکار شدنش بیم دارد، خداوند هفتاد عیب از او را در دنیا و آخرت میپوشاند.
البته اگر لازم باشد تذکری داده شود، راهش خلوت است، نه رسوا کردن. همانگونه که گفتهاند محبوبترین برادران کسانیاند که عیب مرا به من هدیه دهند. هدیه را در جمع نمیدهند؛ آرام و در خلوت میدهند.
گاهی هم عیبپوشی فقط نگفتن نیست؛ دستگیری کردن است. وقتی کسی گرفتار تنگنای مالی شده و آبرویش در خطر است، کمک کردن یعنی پوشاندن عیب. در روایاتی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده:
کسی که از مومنی دستگیری کند، خداوند 73 بدبختی و مصیبت را در دنیا از او دور می کند و 72 گرفتاری و مشکل بزرگ را در قیامت از او برمی دارد و در روز حساب، به راحتی عبور می کند.
هر وقت عیبی از کسی دیدیم، آن را در یک کفه بگذاریم و خطاهای خودمان را در کفه دیگر. ما از خودمان خطاهای زیادی دیدهایم که خدا و امام زمان بارها نادیده گرفتهاند؛ از دیگری شاید فقط یک لغزش دیدهایم.
کسی که مشغول محاسبه خودش است، کمتر سراغ واکاوی دیگران میرود.
پردهپوشی کنیم؛
شاید همانگونه که ما از بندگان خدا چشم میپوشیم، امام زمان علیهالسلام هم برای ما دعا کند و خدا خطاهای ما را نادیده بگیرد.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند