
اگر فرض کنیم هیچ آخرتی در کار نیست، هیچ حسابوکتابی در پیش نیست و زندگی در همین چند ده سال خلاصه میشود، سبک زیستن ما چه تغییری میکند؟ و از طرف دیگر، باور به معاد به عنوان دنیایی در امتداد این جهان، چقدر میتواند در نگاه، توان، انگیزه و عملکرد ما موثر باشد؟
این سؤالی ساده، همراه با پاسخی عمیق و دنبالهدار است. زیرا «معادباوری» پیشتر از آنکه یک گزاره کلامی باشد، یک تغییر در افق نگاه انسان است؛ و هر تغییری در افق، ناگزیر سبک زندگی را دگرگون میکند.
اولین اثر ملموس معادباوری شما این است که اگرچه جسم شما به خاک سپرده شده و پس از مدتی از بین می رود اما روح شما از بین نمیرود و جهان های بعدی را درک خواهد کرد.
انسانِ معادباور، زندگی را محدود به ۸۰ یا ۹۰ سال نمیبیند؛ این امتداد زمانی، سه تغییر اساسی در برنامه ها و چالش های پیشروی او ایجاد میکند:
نگاهی که یک مومن در سبک زندگیِ معادمحور دارد، زمین تا آسمان با زندگی فرد غیر مومن معاد ناباور متفاوت است و این تفاوت را میتوان در چند عرصه به وضوح مشاهده کرد:
یکی از جدیترین مشکلات عدم باور به دین و قیامت همینجاست.
اگر زندگی به دنیا محدود باشد، اخلاق در نهایت تابع منفعت خواهد شد. هرجا که هزینه اخلاق بیشتر از سودش باشد، کنار گذاشته میشود.
اما معادباوری، اخلاق را از وابستگی به نگاه دیگران آزاد میکند. حتی اگر هیچکس نبیند، حتی اگر هیچ قانونی پیگیری نکند، باور به حسابرسی نهایی، یک نظارت درونی ایجاد میکند.
در نگاه دینی، این تصویر از معاد بر پایه آموزههای قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام شکل میگیرد؛ جایی که بارها از مسئولیت انسان در برابر اعمالش سخن گفته شده است. این چارچوب، معاد را از یک مفهوم ذهنی، به یک نظام تربیتی و سبک زندگی تبدیل میکند.
پاسخ به سؤال عنوان اکنون روشنتر است:
بله، معادباوری میتواند سبک زندگی انسان را تغییر دهد؛ البته اگر از سطح معلومات، به سطح باور و یقین برسد. این باور می تواند تمام ابعاد دینداری انسان را از جمله در مسئولیت های فردی و اجتماعی عمق بیشتری ببخشد. از طرفی، بهجای تمرکز محض بر آخرت، به اصلاح مسائل و چالش های زندگی دنیای انسان نیز خواهد پرداخت.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند