
امانتداری و وفای به عهد در اسلام یکی از بنیادیترین اصول اخلاقی و اجتماعی است که ستون اعتماد، دینداری و هویت مؤمن را شکل میدهد. در نگاه قرآن و اهلبیت علیهمالسلام، پایبندی به وعده و حفظ امانت تکلیفی همیشگی، بدون استثناء است که مقید به هیچ چیزی نمی شود؛ تا جایی که اگر کافر یا دشمن خدا هم به مومن، امانتی دهد، وفای به آن الزامی است.
امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند:
ثَلَاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِيهِنَّ رُخْصَةً بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كَانَا أَوْ فَاجِرَيْنِ وَ وَفَاءٌ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاج
سه چیز است که خدا برای احدی، رخصت ترک آن را نداده است:
اول، نیکی به پدر و مادر، چه نیکوکار و چه بدکار،
دوم، وفاء به عهد، در مقابل انسان خوب یا بد،
سوم، امانت داری، در مقابل فرد نیک کردار یا فاجر فاسق
حتی در سختترین موقعیتها نیز این اصل پابرجاست؛ چنانکه در روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام آمده:
اگر آنكه با شمشير به على عليه السلام ضربه زد و او را كشت، مرا امين خود بداند و از من خيرخواهى و مشورت جوئى نمايد و من حاضر به امانت دارى و مشورت او شوم، همانا امانت را نسبت به او رعايت خواهم نمود.
این نگاه، دینداری را از سطح شعار به عرصه عمل و اخلاق روزمره میآورد.
در سیره امامان، امانتداری و وفای به قول، نشانه تشیع واقعی معرفی شده است. این دو خصلت، مرز میان ادعا و حقیقت ایماناند. قرآن نیز از پیامبری به نام «اسماعیل بن حزقیل» یاد می کند که امتش حق او را نشناختند و به شکل فجیعی او را به شهادت رساندند.
ویژگی بی نظیر این پیامبر، «صادقالوعد» بود؛ یعنی صداقت در وعده. این خصلت آنقدر مهم است که در شمار برجستهترین ویژگیهای یک پیامبر قرار میگیرد:
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
نقل شده ایشان با کسی در جایی قرار می گذارند. طرف مقابل بدقولی میکند اما ایشان یک سال آزگار در همان مکان منتظر می ماند تا اینکه طرف متوجه بد قولی خود شده و سر قرار حاضر می شود و اسماعیل بن حزقیل را می بیند! [البته اقامت آن پیامبر خدا به این صورت نبوده که در طول یکسال، هیچ کار تبلیغی و راهنمایی انجام نداده باشند!]
وفای به عهد فقط در روابط اجتماعی خلاصه نمیشود؛ ما در عالم الست یا عالم ذر، به توحید و رسالت انبیاء عظام و خاتم الانبیاء و ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین اقرار کردهایم و از ما پیمان گرفته شده است. گرچه خاطره آن صحنهها از ذهنمان پاک شده، اما فطرت ما هنوز با آن میثاق سرشته است. هر بار که به عهدی پایبند میمانیم، در حقیقت به همان پیمان نخستین وفادار ماندهایم.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
از آنجا که اقرار به یگانگی خداوند در آن عالم از ما گرفته شده، هنوز فطرت تمام ابناء بشر با توحید و یکتاپرستی سرشته شده است.
آن روز که من عهد محبت به تو بستم ــــــــــــــــــــ از خلق جهان رشته پیوند بریدم [شعر]
وفاداری به میثاق الهی، در زندگی روزمره معنا پیدا میکند؛ در صداقت با مردم، در حفظ امانتها و در عمل به مسئولیتها.
وقتی در زیارتها به امام زمان علیهالسلام سلام میدهیم:
السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه
السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده
در واقع تعهدی دوباره میبندیم: اینکه مسیر زندگیمان را بر رضایت الهی و امام زمان تنظیم کنیم.
از همین امروز، به امام زمان عرض کنیم که آقاجان!
ما می خواهیم به آغوشتان بازگردیم. ما همه جا رفتیم! همه را دیدهایم! اما دوباره برگشتیم پیش شما! بجز شما ملجأ و پناهگاهی برای ما نیست! اما شما هم به ما توفیق دهید همیشه درِ این خانه بمانیم. اگر خطا رفتیم، شما ما را به مسیر برگردانید!
یا صاحب الزمان! شما هم برای ما مثل امام صادق علیه السلام باشید و ما برای شما مثل همسایه ابوبصیر! که یک قول واقعی داد تا گناهان را ترک کند و در مقابل، امام صادق علیه السلام به او وعده بهشت و همراهی با خود را به او عطا فرمودند.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند