
مراسم تشییع، آخرین دیدار ما با آقاست...
قبلاً هر وقت شعار میدادیم «لبیک یا خامنهای»، از روی سکو دست تکان میدادند و با همان لبخند همیشگی جوابمان را میدادند.
حالا دیگر مطمئنیم از آسمان حواسشان به ماست...
آخرین جملهای که از ایشان در ذهنم مانده، مدام در ذهنم تکرار میشود:
«خوشا به حال شما که مرا میبینید و دوستم دارید؛ من شما را نمیبینم و دوستتان دارم.»
حالا قصه برعکس شده است...
این بار آقا ما را میبینند و به ما لبخند میزنند؛ اما این ماییم که دیگر ایشان را نمیبینیم و هنوز دوستشان داریم.
در زیارت امینالله جملهای هست که همیشه برای اهلبیت علیهمالسلام میخوانیم:
«أشهدُ أنَّکَ جاهدتَ فی اللهِ حقَّ جهادِه.»
شهادت میدهم که شما در راه خدا، حق جهاد را ادا کردید.
امروز، در مراسم تشییع و وداع، با خودم میگویم:
آقای شهید...
نمیخواهیم شما را با اهلبیت علیهمالسلام مقایسه کنیم؛ اما اگر توفیق دیدار آن بزرگواران را نداشتیم، شما را دیدیم.
و شهادت میدهیم که شما نیز حق جهاد را ادا کردید.
از وقتی یادمان میآید، شما در میدان جهاد بودید.
حتی پیش از آنکه بسیاری از ما به دنیا بیاییم...
از سال ۱۳۴۲ که به نمایندگی امام خمینی رحمهالله راهی بیرجند شدید و طعم تبعید را چشیدید؛ تا ایرانشهر، جیرفت و سالهای سخت مبارزه...
حتی زمانی که در مشهد تفسیر سوره برائت میگفتید یا «طرح کلی اندیشه اسلامی» را تدریس میکردید، در حقیقت مشغول جهاد بودید؛ جهادی برای ساختن انسانها و آماده کردن مردم برای انقلاب.
و این جهاد تا آخرین لحظه عمرتان ادامه داشت...
تا همان روزهایی که با جمله مبارک
«إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ»
به مردم امید میدادید، راه را نشان میدادید و با همان مشت گرهکرده، دل یک ملت را محکم نگه میداشتید.
شهادت میدهیم...
شما حق جهاد را ادا کردید.
اما مراسم تشییع برای خادمان امام زمان علیهالسلام، فقط یک وداع نیست.
«لبیک یا خامنهای»های ما در این مراسم، آغاز عهدی دوباره با آقای شهیدمان است؛ عهدی که راهی را که او تمام عمر برایش جهاد کرد، ادامه دهیم.
راه ساختن جامعه مهدوی.
جامعهای که رهبر شهید همه عمر، برای تحقق آن مجاهدت کرد؛ و مسیر ساخت آن را نیز برای ما ترسیم کرد. جامعه ای که از دل انقلاب اسلامی آغاز میشود، با شکلگیری دولت اسلامی و بعد جامعه اسلامی رشد میکند و در نهایت، در حکومت جهانی حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه به کاملترین جلوه خود یعنی تمدن اسلامی میرسد.
- اما این جامعه چگونه ساخته میشود؟
- وظیفه ما در این مسیر چیست؟
- و سهم هر یک از ما در تحقق آن کدام است؟
حالا که شعار «باید برخاست» به شعار محوری ما تبدیل شده است، باید پاسخ این پرسشها را از همین نقطه آغاز کنیم.
خدای متعال در قرآن کریم میفرماید:
﴿أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ﴾
آیهای که به تعبیر امام خمینی رحمهالله، تنها موعظه خداوند است و رهبر شهید نیز بارها آن را مبنای حرکت انقلاب اسلامی معرفی کردند.
ساختن جامعه مهدوی، از برخاستن تکتک ما آغاز میشود.
حالا که رهبر شهید لبیکهای ما را میبینند، با ایشان عهد میبندیم که این راه را تا تحقق جامعه مهدوی ادامه دهیم؛ راهی که مقصد آن، اتصال به حکومت جهانی امام زمان علیهالسلام است.
جامعه مهدوی، آرمانی دور از دسترس یا جامعهای که تنها پس از ظهور شکل بگیرد، نیست؛ بلکه از همین امروز و با ساختن جامعه اسلامی آغاز میشود.
جامعه اسلامی، زمینه و مقدمه تحقق کامل جامعه مهدوی است.
میتوان گفت دو رکن اساسی، ستونهای آن را تشکیل میدهند.
خدای متعال میفرماید:
﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾
مؤمنان، ولیّ یکدیگرند.
ولایت تنها به معنای محبت نیست؛ بلکه پیوندی مسئولانه و عمیق است که هر مؤمن خود را نسبت به رشد، هدایت و آسایش دیگران مسئول میداند.
جامعه اسلامی، جامعهای نیست که افراد فقط در کنار یکدیگر زندگی کنند؛ بلکه اعضای یک پیکرند و درد و شادی یکدیگر را از خود میدانند.
به همین دلیل، قرآن کریم پس از بیان ولایت مؤمنان، از مسئولیت اجتماعی آنان سخن میگوید:
﴿يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...﴾
جامعهای که در آن هرکس نسبت به سرنوشت دیگران احساس مسئولیت کند، نخستین گام در مسیر تحقق جامعه مهدوی را برداشته است.
اما این پیوند، بدون یک محور واحد پایدار نمیماند.
امام، محور وحدت جامعه اسلامی و نقطه اتصال دلهای مؤمنان است.
حضرت رضا علیهالسلام میفرمایند:
«الإِمامَةُ زِمامُ الدِّينِ وَنِظامُ المُسلِمين.»
امامت، زمام دین و نظامبخش جامعه مسلمانان است.
قرآن کریم نیز میفرماید:
﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...﴾
هرچه پیوند مردم با ولیّ خدا عمیقتر شود، جامعه نیز یکدلتر، منسجمتر و آمادهتر برای تحقق حکومت الهی خواهد شد.
ثمره این جامعه
رهبر شهید، جامعه اسلامی را «کارخانه انسانسازی» میدانستند.
جامعهای که زیباییهای انسانی آن چنان فراوان است که در آن، مردم، از هر دین و آیینی به سوی خدا و ولیّ خدا جذب میشوند؛ جامعهای که در آن محبت، ایثار، خدمت، مواسات و اخلاص، تنها یک شعار نیست، بلکه شیوه زندگی مردم است.
شاید امروز نزدیکترین نمونه این حقیقت را بتوان در پیادهروی اربعین مشاهده کرد؛ جایی که انسانها پیش از هر چیز، مجذوب اخلاق، محبت و خدمت مؤمنان میشوند و همین زیباییها، دل آنان را متوجه حضرت سیدالشهدا علیهالسلام میکند.
جامعه مهدوی نیز باید چنین باشد؛ جامعهای که هرکس با آن روبهرو شد، پیش از هر چیز زیبایی بندگی خدا و ولایت را در رفتار مردم ببیند.
در نوشتههای آینده، هر یک از این ارکان را به تفصیل بررسی خواهیم کرد.
عهد ما برای ساختن جامعه مهدوی
امروز، در آخرین وداع با رهبر شهید، این عهد را با خود، با آقای شهیدمان و با امام زمان علیهالسلام محکمتر میکنیم؛
که برای ساختن جامعه مهدوی، از هیچ تلاشی دریغ نکنیم.
جامعهای بسازیم که در آن، ولایت خدا محور زندگی باشد، مردم خود را نسبت به یکدیگر مسئول بدانند و محبت، خدمت، ایثار و مواسات، به فرهنگ عمومی تبدیل شود.
جامعهای که هرکس با آن روبهرو شد، همانگونه که در مسیر پیادهروی اربعین، دلش بیاختیار متوجه حضرت سیدالشهدا علیهالسلام میشود، با دیدن زیباییهای آن، دلش متوجه امام زمان علیهالسلام شود.
این همان راهی است که رهبر شهید، همه عمر خود را برای آن مجاهدت کرد؛ راهی که از خودسازی آغاز میشود، به جامعهسازی میرسد و در نهایت، به تمدن نوین اسلامی و حکومت جهانی حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه ختم میشود.
امروز، «لبیک یا خامنهای» برای ما تنها یک شعار نیست؛ عهدی است برای ادامه دادن همان راه.
عهدی که تا تحقق جامعه مهدوی، از آن دست نخواهیم کشید.
انشاءالله.
ادامه این مسیر
این یادداشت، آغاز مجموعهای از مطالب «شمیم ۳۱۳» درباره جامعه مهدوی و مسیر تحقق آن است.
در نوشتههای آینده، موضوعاتی مانند:
- جامعه اسلامی و نسبت آن با جامعه مهدوی
- ولایت میان مؤمنان
- جایگاه امام در جامعه اسلامی
- مسئولیتهای اجتماعی مؤمنان
- نقش مردم در تحقق جامعه مهدوی
را بر اساس قرآن کریم، روایات اهلبیت علیهمالسلام و اندیشه رهبر شهید بررسی خواهیم کرد.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند