
انسان تا وقتی همه چیز رو به راه است، کمتر به تکیهگاه واقعیاش فکر میکند؛ اما کافی است دلش بلرزد یا راه را گم کند تا بفهمد میان این همه هیاهو، تنها پناه امن او امامی است که از چشمها پنهان است اما در میان ما حضور دارد. تنها عامل نجات در کوران عصر غیبت، هدایت امام زمان است. کسی که خود، از سوی خداوند متعال هدایت شده و به این واسطه، بندگان او را نیز هدایت می کند.
شخصی به امام هادی علیهالسلام نامه نوشت و عرض کرد:
گاهی انسان دلش میخواهد همانطور که از خدا طلب میکند، از امامش هم درخواست کند؛ شما میفرمایید چه کار کند؟
حضرت فرمودند:
وقتی حاجتی داشتی، فقط لبهایت را حرکت بده؛ بعد از آن حاجتت را دریافت خواهی کرد.
انسان میتواند برای اینکه در عصر غیبت گمراه نشود و راه درست را خودِ امام جلو پایش بگذارد، حضرت را صدا بزند و از ایشان درخواست هدایت کند…
اما گاهی ما آنقدر از خدا و امام غافل میشویم که فقط در اوج گرفتاریها، وقتی از همهجا ناامید میشویم، تازه آخرین گزینهای که به یادمان میآید، کمک گرفتن از امام زمان است!
بعد از شهادت امام رضا علیهالسلام به دست مأمون لعنةاللهعلیه، اباصلت هروی به زندان افتاد. خودش میگوید:
"یک سال تمام، شب و روزم را در سلول زندان گذراندم تا اینکه مستأصل و فرتوت شدم. دیگر این شرایط برایم قابل تحمل نبود.
در نهایت، یک شب جمعه برخاستم، غسل کردم و شب را به احیا گذراندم؛ مدام گریه و ناله و توسل…
ناگهان دیدم همان آقازادهای که پس از شهادت امام رضا علیهالسلام از درهای بسته وارد شد و غسل و تکفین حضرت را بر عهده گرفت، یعنی آقا جوادالائمه علیهالسلام وارد شدند و مرا از زندان نجات دادند."
حضرت فرمودند:
"مستأصل شدی؟"
عرض کردم: "بله"
فرمودند:
"اگر این برنامه شب جمعهات را همان ابتدای حکم زندانت انجام داده بودی، زودتر نجاتت میدادیم."
لقب زیبای امام زمان «مهدی» است؛ یعنی هدایتشده.
و فقط کسی میتواند هادی دیگران باشد که خودش هدایت شده باشد. حضرت مهدی علیهالسلام کسی است که خدا راهنمای اوست و خودش نیز راهنمای بندگان خداست.
بسیاری از افراد به جهت گمشدن در مسیرها، به حضرت متوسل شدند و از هلاکت نجات یافتند؛ یکی از نمونههای معروف آن یاقوت سمّان است.
اما مسئله امروز ما فقط گمشدن در راههای ظاهری نیست؛
نگرانی اصلی، گمشدن در مسیر ایمان و بندگی است.
ما در روزگاری زندگی میکنیم که مطابق روایات، «انسان صبح مؤمن است و شب که میشود، ایمانش از او گرفته میشود.»
اکنون با توجه به:
· روایت امام هادی علیهالسلام که فرمودند: فقط لبهایت را حرکت بده و بخواه
· و داستان اباصلت که به او گفتند: چرا زودتر صدا نزدی؟
· و ماجرای یاقوت که در اوج بیچارگی به امام متوسل شد و نجات یافت
به این نتیجه میرسیم که اگر امروز در حیرت و سردرگمی ماندهایم، بخشی از آن نتیجه کوتاهی خود ماست.
گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟!
ما باید با تمام اخلاص از ساحت مقدس امام زمان بخواهیم…
تمنا کنیم…
غرور و تکبر را کنار بگذاریم…
به خاک بیفتیم و ملتمسانه استغاثه کنیم…
دلمان را با امام صاف کنیم…
کینهها را ببخشیم…
وابستگیهای دنیا را کمتر کنیم…
آرزوهای معنوی را بر مادی ترجیح بدهیم…
و در خلوت، حال یک انسان مضطر را به خود بگیریم…
و از امام زمان علیهالسلام خودِ خودش را بخواهیم…
محبتش را؛ که گرانبهاترین سرمایه هستی است…
و هنگام اضطرار اینگونه صدا بزنیم:
یا محمد، یا علی، یا فاطمه، یا صاحبالزمان؛ ادرکنی و لا تُهلکنی…
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند