
به فراز "دلیلَ ارادَتِه" در شرح زیارت آل یس رسیدیم و اینجا با دو مسئله اساسی و عمیق روبهرو هستیم که تأمل در آنها ما را به شناخت بیشتر خدا و حجت او میرساند؛ نخست اینکه خداوند از انسان چه میخواهد و چرا برای شناخت اراده الهی، نیازمند راهنما هستیم، و دوم آنکه امام و حجت خدا چگونه انسان را به سوی پروردگار دلالت و هدایت میکند.
پس از شرح عبارت «یَا نَاصِرَ حَقِّهِ» می رسیم به شرح این فراز پر معنا:
السَّلامُ عَلَیکَ یا دَلِیلَ إرَادَتِهِ
واژه «دلالت» در زبان فارسی نیز کاربردی آشنا دارد و به هر آنچه راه را به انسان نشان دهد یا حقیقتی را آشکار کند اطلاق میشود. فردی را تصور کنید که در مسیری ناآشنا سرگردان شده و دیگری او را به سوی مقصد هدایت میکند؛ به چنین راهنمایی، «دلیل» گفته میشود.
در زندگی روزمره نیز با نمونههای گوناگونی از دلالت مواجه هستیم؛ گاه نقشهای مسیر مقصد را برای ما روشن میکند و گاه معلمی، شیوه درست اندیشیدن و رفتار کردن را به ما میآموزد.
اما هنگامی که سخن از شناخت خداوند و اراده او به میان میآید، نوعی از راهنمایی مورد نیاز است که یقینآور، خطاناپذیر و مورد تأیید خود خدا باشد. از همین رو، برای سعادت دنیا و آخرت، انسان نیازمند پیامبران و حجتهای الهی است. کسانی که نه بر اساس حدس و گمان، بلکه بر پایه اتصال به سرچشمه اراده الهی سخن می گویند.
انسان میداند که خداوند از او خواستههایی دارد، اما نسبت به جزئیات این خواست الهی آگاهی دقیقی ندارد. از سوی دیگر، دلالت در چنین سطحی نیازمند ضمانت است؛ ضمانتی که دل انسان را آرام کند و او را از خطا مصون بدارد.
هیچ شخص و هیچ اندیشهای نمیتواند به انسان اطمینان دهد که این، همان اراده واقعی خداست؛ مگر حجت الهی، کسی که خود خداوند او را معرفی کرده و راهنمای مسیر بندگی قرار داده است. این حجت، در عصر ما کسی جز امام زمان عجلاللهتعالیفرجه نیست.
اراده الهی را به دو قسم تقسیم کردهاند: اراده تکوینی و اراده تشریعی.
اراده تکوینی، همان ارادهای است که به محض تعلق گرفتن، تحقق مییابد؛ چنانکه قرآن میفرماید:
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
«هنگامی که خداوند به چیزی اراده می کند، قطعاً بی درنگ آن چیز به وجود می آید»
اراده تشریعی خداوند هم در قالب دستورات دینی و احکام الهی توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام به ما منتقل می شود.
در روایات و زیارات، پیوند میان حجت خدا و اراده الهی به روشنی بیان شده است؛ از جمله در روایاتی آمده است:
إنّ اللّه تَباركَ و تَعالى جَعَلَ قلوبَ الأئمَّةِ مَورِداً لإرادَتِه
«خداوند تبارک و تعالی دل های امامان را محل ورود اراده و مشیت خود قرار داده است.»
این یعنی هر آن که خداوند چیزی را اراده کند، بی درنگ قلب امام از آن آگاه می شود.
در زیارت امام حسین علیه السلام نیز می خوانیم:
إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ
«اراده پروردگار درباره تقدیرات امور، به سوی شما (اهل بیت علیهم السلام) پایین می آید و از خانه های شما صادر می شود»
السَّلامُ عَلَی الأدِلّاءِ عَلی مَرضاتِ اللهِ
«سلام بر دلالت کنندگان به سوی آنچه موجب رضایت خداست»
در روایتی دیگر، اسلام بر پنج پایه معرفی می شود و ولایت بر نماز، روزه، حج و زکات برتری داده می شود. امام باقر علیه السلام در تبیین این برتری چنین استدلال می فرمایند:
وَ اَلْوَالِي هُوَ اَلدَّلِيلُ عَلَيْهِنَّ
«صاحب ولایت، دلیل و راهنمای بر آن پنج مورد دیگر است.»
یعنی اگر حجت خدا ما را به عباداتی مثل نماز و روزه دعوت نکند، دیگر راهی خطاناپذیر برای شناخت آن عبادات و بندگی خداوند وجود نخواهد داشت.
در جمع بندی، باید اشاره کنیم که خداوند همواره دارای اراده است؛ حتی اگر ما ندانیم خدا از ما چه می خواهد. بنابراین حجت خدا، تنها دلیل اراده الهی و راهنمای مطمئن انسان در مسیر بندگی است؛ مسیری که تنها با تبعیت از او می توان به رضایت واقعی پروردگار دست یافت.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند