
کافی است چشمانتان را ببندید و صدای موکبها را تصور کنید...
«مای بارد... مای بارد...»
«هلا بیکم یا زوار...»
«مبیت موجود...»
«عصیر بارد...»
یا چشمهای آن کودکی را تصور کنید که با عشق، جعبه دستمال کاغذی یا ظرف آب را تعارف میکند...
اینجا بزرگترین اجتماع جهان شکل گرفته است؛ اجتماعی که نه بر اساس نژاد، زبان، ثروت یا جایگاه اجتماعی، بلکه بر محور یک نام شکل گرفته است: "حسین"
همان حقیقتی که در شعر معروف میخوانیم:
«اینجا هرکی هرچی داره نذر حسین کرده...»
اما سؤال مهم اینجاست:
چه چیزی این اجتماع را تا این اندازه متفاوت و اثرگذار کرده است؟
چرا هرکس وارد این مسیر میشود، حتی اگر برای اولین بار باشد، مجذوب زیباییهای آن میشود؟
پاسخ را باید در یک کلمه پیدا کرد:
همه چیز اینجا برای حسین است.
ویژگی این اجتماع چیست؟
در یک کلمه میشود گفت؛ همین که هر کسی در این اجتماع قدم میگذارد، زائر باشد یا خادم، فقط عشق حسین را در سینه دارد و فقط بر محور حسین حرکت میکند.
اینجا دیگر «این خانه من است» مطرح نیست.
خانه برای زائران اباعبدالله وقف شده است.
اینکه من زودتر رسیدم یا دیرتر، اینکه اینجا سهم من است یا دیگری، معنایی ندارد.
هر کسی به اندازه دراز کشیدن جا میگیرد و بس...
وقتی محور دلها حسین باشد، همه از همه چیزشان برای این هدف میگذرند.
اینجاست که مواسات و همدلی به زیباترین شکل خودش دیده میشود.
اینجا دیگر دکتر و مهندس و کارگر و کارمند مطرح نیست.
رئیس و مرئوس نداریم.
پولدار و فقیر نداریم.
همه انسانهایی هستند که قطرهوار به سمت دریای حسین حرکت میکنند.
اربعین فقط یک سفر نیست؛ تصویری کوچک از یک سبک زندگی است.
سبک زندگیای که در آن، انسان از «من» عبور میکند و به «ما» میرسد.
آنچه در مسیر نجف تا کربلا میبینیم، اتفاقی و صرفاً احساسی نیست.
اربعین به ما نشان میدهد اگر محور زندگی انسان، ولیّ خدا باشد، روابط انسانی چگونه تغییر میکند.
وقتی دلها به یک نقطه متصل شوند، بخشش، خدمت، محبت و همدلی تبدیل به رفتار طبیعی انسانها میشود.
و جالب اینجاست که اهلبیت علیهمالسلام، همین ویژگی را یکی از نشانههای مهم شیعیان معرفی کردهاند.
نام این ویژگی در معارف اهلبیت، مواسات است.
مواسات یعنی انسان، برادر مؤمن خود را در زندگی خودش شریک بداند؛ درد او را درد خود ببیند و در رفع نیاز او کوتاهی نکند.
در حقیقت، آنچه در اربعین به صورت گسترده و آشکار مشاهده میکنیم، همان چیزی است که باید در تمام زندگی شیعی جریان داشته باشد.
اگر در ایام اربعین، صحنههایی از خدمت، بخشش و از خودگذشتگی مردم را میبینیم، این سؤال مطرح میشود:
آیا این سبک زندگی فقط مخصوص چند روز پیادهروی اربعین است؟
یا اینکه باید در تمام زندگی یک شیعه جریان داشته باشد؟
در روایات اهلبیت علیهمالسلام، یکی از مهمترین نشانههای شیعیان، همین مواسات معرفی شده است.
یعنی اگر در زندگی روزمرهمان مثل اربعین زندگی نمیکنیم، باید از خودمان بپرسیم چقدر به آن چیزی که امام زمان علیهالسلام از ما انتظار دارد، نزدیک شدهایم.
البته محبت اهلبیت علیهمالسلام سرمایه بزرگی است؛ اما شیعه بودن فقط یک ادعا نیست. شیعه باید در رفتار و سبک زندگی خود، نشانههای پیروی از اهلبیت را نشان دهد.
روزی گروهی نزد امام باقر علیهالسلام آمدند و از فراوانی شیعیان در کوفه و محبت آنان به اهلبیت سخن گفتند.
حضرت برای سنجیدن حقیقت این ادعا، سؤالی پرسیدند:
آیا اگر یکی از شیعیان نیازمند باشد، میتواند بدون اجازه از مال برادر مؤمن خود به اندازه نیازش بردارد؟
آنان پاسخ دادند: نه، تا این اندازه.
امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«آنان درباره جانهایشان بخشندهتر نیستند تا درباره اموالشان... تا اینکه قائم ما قیام کند؛ در آن زمان دوستیها کامل میشود و انسان از مال برادر مؤمنش برای رفع نیاز او استفاده میکند.»
📚 منبع: تفسیر عیاشی، بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۵
این روایت نشان میدهد جامعهای که امام زمان علیهالسلام بنا میکنند، جامعهای بر پایه اعتماد، برادری و مواسات است.
جامعهای که در آن، انسانها فقط کنار هم زندگی نمیکنند؛ بلکه نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت دارند.
امام صادق علیهالسلام نیز در سخنی به سُدَیر صیرفی میفرمایند: «إِنَّا لَا نَأْمُرُ بِظُلْمٍ وَلَكِنَّا نَأْمُرُكُمْ بِالْوَرَعِ الْوَرَعِ الْوَرَعِ وَالْمُوَاسَاةِ الْمُوَاسَاةِ الْمُوَاسَاةِ لِإِخْوَانِكُمْ...»
«ما به ظلم دستور نمیدهیم؛ اما شما را به پرهیزکاری، پرهیزکاری، پرهیزکاری و مواسات با برادرانتان، مواسات، مواسات، فرمان میدهیم.»
📚 منبع: المحاسن، ص ۱۵۸
پس اربعین یک سفر عادی نیست.
اربعین یک تمرین بزرگ است؛ تمرینی که هر سال به ما یادآوری میکند زندگی شیعه چگونه باید باشد.
تمرینی برای عبور از خودخواهیها و رسیدن به جامعهای که در آن، محبت و مسئولیت نسبت به دیگران جریان دارد.
حالا چند سؤال مهم:
آیا میشود این سبک زندگی را در طول سال ادامه داد؟
آیا میشود جامعهای ساخت که همان روح حاکم بر موکبهای اربعین را داشته باشد؟
راز پاسخ به این سؤال، در شناخت محور عالم است.
در اربعین همه چیز روشن است؛ همه به سمت یک مقصد حرکت میکنند و همه چیز حول وجود مقدس اباعبدالله الحسین علیهالسلام معنا پیدا میکند.
اگر انسان بفهمد محور عالم هستی، ولیّ خداست و جهان به سمت تحقق وعده الهی و ظهور حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجه در حرکت است، نگاهش به زندگی تغییر میکند.
آن وقت تلاش میکند جامعهای بسازد که بر محور ولایت شکل گرفته باشد.
جامعهای که همدلی در آن حرف اول را میزند.
جامعهای که هرکس وارد آن میشود، زیباییهای انسانی آن، دلش را متوجه امام زمان علیهالسلام میکند.
اربعین به ما نشان میدهد جامعه مهدوی چه تصویری دارد؛ زیرا بخشهایی از آن حقیقت بزرگ، امروز در مسیر نجف تا کربلا به چشم دیده میشود.## ماکت؛ راهنمای ساخت جامعه مطلوب
دیدهاید مهندسان وقتی میخواهند یک بنای بزرگ بسازند، ابتدا یک ماکت از آن درست میکنند؟
ماکت، تصویری کوچکشده از بنای اصلی است؛ اما در جزئیات، مسیر ساخت را نشان میدهد.
سازندگان با نگاه به آن میفهمند چه چیزی را کجا باید بسازند و مخاطب نیز میتواند تصویری از نتیجه نهایی داشته باشد.
اربعین نیز چنین نقشی برای جامعه مهدوی دارد.
اهلبیت علیهمالسلام با قرار دادن مغناطیس حسینی و دعوت به زیارت اربعین، تصویری از جامعه مطلوب شیعه را پیش روی ما قرار دادهاند.
جامعهای که در آن، محور همه حرکتها ولیّ خداست.
جامعهای که در آن انسانها نسبت به یکدیگر بیتفاوت نیستند.
جامعهای که محبت، خدمت، ایثار و مواسات در آن به فرهنگ عمومی تبدیل شده است.
اربعین به ما نشان میدهد اگر جامعهای بر محور ولایت اهلبیت شکل بگیرد، چه زیباییهایی میتواند داشته باشد.
از طرفی، این اجتماع بزرگ به خود ما نیز نشان میدهد که برای نزدیک شدن به جامعه مهدوی، باید از همین امروز چه تغییراتی را در زندگی خود آغاز کنیم.
باید از خودمان بپرسیم:
آیا سبک زندگی ما شبیه همین ماکت است؟
آیا در روابط خانوادگی، اجتماعی و حتی نگاه ما به مشکلات دیگران، نشانی از مواسات و همدلی اربعینی دیده میشود؟
آیا جایگاه خودمان را در ساختن جامعه مهدوی پیدا کردهایم؟
یا بنایی جدا از آن چیزی که اهلبیت علیهمالسلام میخواهند، برای زندگی خود ساختهایم؟
شاید نتوانیم یکباره تمام ویژگیهای جامعه مهدوی را در زندگی خود محقق کنیم؛ اما میتوانیم از قدمهای کوچک آغاز کنیم.
از خانواده خودمان.
از رابطه با همسایه.
از دستگیری از دیگران.
از شریک شدن در شادی و غم مؤمنان.
از ساختن جمعهایی که در آن، انسانها برای رشد و تعالی یکدیگر تلاش میکنند.
جامعه مهدوی از همین دلهای کوچک و همین قدمهای کوچک ساخته میشود.
در شمیم ۳۱۳ نیز تلاش میکنیم همین مسیر را تجربه کنیم؛ اینکه آن همدلی و مواساتی که در مسیر نجف تا کربلا میبینیم، فقط محدود به چند روز اربعین نباشد و به بخشی از زندگی ما تبدیل شود.
اینجا دور هم جمع شدهایم تا در شادیها و غمها کنار یکدیگر باشیم، در دعاها و عبادتها همراه هم حرکت کنیم و برای تربیت نسلی که بوی امام زمان علیهالسلام میدهد، یار و یاور هم باشیم.
اگر شما هم دلتان میخواهد در چنین خانواده بزرگتری از همدلی و همراهی زندگی کنید، جای شما در شمیم خالی است.
مطالب مرتبط
🔗 درباره جامعه مهدوی بیشتر بخوانید: [ لینک مقاله ]
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند