
یکی از نشانههای اهل محبت این است که دلشان نمیتواند آرام بگیرد و ساکت بماند. دوست دارند از محبوبشان بگویند، نامش را تکرار کنند و از تعریف و تمجیدش خسته نمی شوند. منتظران واقعی امام زمان علیه السلام نیز می خواهند مردم را به سوی محبوب خود دعوت کنند. آخر، محبت ذاتاً دعوتکننده است.
برای همین است که پیامبران خدا، با همه سختیها، مردم را به سوی او فرا می خواندند؛
جدا از اینکه از جانب پروردگار ماموریت داشتند، اما از طرفی هم نسبت به گمراه بودن مردم خود نمی توانستند بی تفاوت باشند!
امام زمان علیهالسلام، یک «مسیر» است؛
اما نه یک مسیر در کنار مسیر ها!
بلکه تنها شاهراهی که مقصدش رسیدن به خداست.
هرکس از این راه جدا شود،
بیتردید به هلاکت میرسد؛
چون جز از این مسیر، راه دیگری وجود ندارد.
همین معناست که در دعای ندبه با حسرت میپرسیم:
"أین السبیل بعد السبیل؟"
کجاست مسیری در پی مسیری دیگر؟!
و در زیارت جامعه کبیره، با معرفت اقرار میکنیم:
«أنتم الصراطُ الأقوَم»
شما اهلبیت، راه استوار و مستقیم به سوی خدایید.
اهل معرفت میدانند که برای رسیدن به خدا،
در هر زمان،
هیچ راهی جز امام معصوم وجود ندارد.
به همین دلیل است که باید مردم را به سمت امام زمان دعوت کرد؛
به یاد او،
به انتظار او،
و به زندگی با محوریت او.
در دعای ندبه، با زبان دل میگوییم:
«هل إلیک یا ابن أحمد سبیل فتُلقی؟»
ای فرزند احمد، آیا راهی به سوی تو هست؟
این جمله، فریاد دلهای گمشده است.
دلهایی که خدا را میخواهند،
اما راهنما ندارند.
کاش کسی بیاید،
دست ما را بگیرد
و در دست اربابمان، امام زمان، بگذارد.
در همین راستا، در زیارت آل یاسین هم عرضه می کنیم:
السَّلامُ علیکَ یَا بابَ اللهِ
در این تعبیر، ما امام عصر را نه تنها راه رسیدن به خدا، بلکه
تنها دری که می توان، از آن وارد مسیر بندگی خدا و ارتباط با او شد، خطاب می کنیم.
همانطور که می بینید، باید تعابیر و مضامین متعددی که در روایات وارد شده را جمع آوری نمود،
تا بتوان، گستره و عمق جایگاه امام در پیشگاه خداوند را تا حدودی درک کرد.
گمشدن، درد بیدرمان همه مردم عالم است.
و گمکردن راه، بسیار خطرناکتر از آن است که به نظر میرسد.
تصور کنید سوار ماشین هستید و مقصدتان طبس است.
اگر مسیر را گم کنید،
نمیتوانید بگویید: «خب، طبس نشد، یک شهر دیگر!»
نه.
وارد بیابانی میشوید که هرچه بیشتر تلاش کنید،
هرچه بیشتر گاز بدهید،
از مسیر درست، دورتر میشوید.
این دقیقاً حالِ کسی است که بدون امام، به سوی خدا حرکت میکند.
عبادت میکند، زحمت میکشد،
اما چون مسیر را اشتباه آمده،
اعمالش حبط میشود؛
نیست و نابود.
مثل ابلیس!
ابلیس گفت:
خدایا هرچه بگویی عبادتت میکنم،
اما از من نخواه به آدم سجده کنم!
و خداوند فرمود:
برو!
عبادتی که راهش را خودم تعیین نکنم، ارزشی ندارد.
مسیر عبادت خدا، آدم بود.
و امروز، مسیر بندگی خدا،
حضرت مهدی، بقیةالله الأعظم است.
"اگـر یـک نـفـر را بـه او وصـل کـردی
بـرای سـپـاهـش تـو سـردار یـاری" (شعر)
پس ما وظیفه داریم مردم را به این مسیر بیاوریم.
بهترین راه وصل کردن مردم به امام،
سبک زندگی مهدوی است.
اگر گفتار و کردار ما مورد پسند امام زمان باشد،
اگر صداقت، انصاف، پرهیزگاری و عمل در ما دیده شود،
مردم خودشان جذب مکتب اهلبیت میشوند؛
حتی بهتر از هزار سخنرانی.
خودشان فرمودند:
«کونوا دُعاةَ الناس بغیر ألسنتکم»
مردم را با غیر زبان دعوت کنید.
این روایت نمیگوید زبانتان را ببندید؛
بلکه میگوید فقط حرف نزنید.
کمی هم به حرفهایتان عمل کنید.
یکی از راههای وصل کردن مردم به امام زمان،
بیان آثار، نقل احادیث و یادآوری برکات حضور ایشان است.
در روایتی آمده که خدا به موسی علیهالسلام فرمود:
مرا نزد بندگانم محبوب کن.
چگونه؟
با یادآوری نعمتهایم.
امروز هم اگر بخواهیم دلها به امام زمان متمایل شود،
باید نعمتها و برکات او را ببینیم و بگوییم.
شما خواننده محترم؛ وقتی در خانه برای بچه ها غذا یا خوراکی تهیه می کنید میتوانید بگویید:
این روزی، هدیه حضرت است.
این غذا، برکت امام زمان است.
اگر بلایی از شما دور شد بگویید:
این خطری که گذشت،
صدقه سر امام زمان بود.
اینها اغراق نیست؛
تمرین توجه است.
وصل کردن دل مردم به امام زمان سخت نیست،
اگر دل خودمان وصل باشد!
در پایان، می توانید نظراتتان را با ما به اشتراک بگذارید و حتی می توانید بنویسید که:
شاید تجربه شما، چراغ راه دیگری باشد.
هیچ دیدگاهی ثبت نشده است!
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند